ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
631
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
وآموزگاران ديگر علوم را زشت مىشمارند . اين اشخاص مانند بسيارى از كساني هستند كه در زمان ما وقبل از ما احكام فقهى را نقل مىكنند ومتصدى أمور فتوا وقضاوت در بين مردمند . اينان در ردّ علوم عقلي مبالغه مىكنند وفتوا مىدهند كه فرو رفتن در علوم عقلي حرام است ومحصلين آنها را تكفير مىكنند ومتوجّه نيستند كه هيچ كس شايستهء نام فقيه نيست مگر آن كه أساس علم عقلي كه عهدهدار تصديق پيامبر ، واثبات نبوّت است وهمهء احكام فقهى كه فقها وقضات آن را تمام علم مىپندارند بر آن استوار است ، بداند . فعل « يحسب » در عبارت امام ( ع ) با كسر سين نيز روايت شده است كه از حسبان گرفته شده است وبه معناى گمان است . در اين صورت معناى جمله اين است : به گمان شخص نادان ، دانش صاحب فضيلت كه اعتقاد واعتبار آن واجب است علم نيست وآن را منكر است . ( 4502 - 4481 ) 18 - تصوّر جاهل اين است كه بالاتر از دريافت أو دريافتى نيست ، يعنى هر گاه در ذهن أو راجع به موضوعي حكمي پيدا شود آن را قطعي مىپندارد هر چند راجع به آن موضوع از جانب شخص ديگرى نظر روشنترى كه همراه با دليل است اظهار شود آن را معتبر ندانسته فهم خود را ملاك عمل قرار مىدهد . 19 - هر گاه حقيقت امرى را نداند وقوع آن را منكر مىشود ، زيرا نسبت به جواب آن جاهل است ، چنان كه در بسيارى از موارد قضاوت وعلماى سوء ، امر يا مسألهء مشكلى را كه بر آنها عرضه شود كتمان كرده واز شنيدن آن به تغافل مىپردازند تا جهل آنها براي أهل فضل روشن نشود ومقام خود را حفظ كنند . ( 4521 - 4503 ) 20 - از جور قضاوت آنها خونها به فرياد مىآيند ووارثها ناله سر مىدهند . نسبت دادن فرياد به خونها وناله به صاحبان ارث ، يا به اين دليل است كه مضاف از جمله حذف شده ومضافاليه به جاى آن نشسته است وجمله به عنوان حقيقت به كار رفته است ، يعنى صاحبان خون وصاحبان ميراث . ويا به